اطلاعات تماس

  • دفتر مركزی داماک – دبی - بزرگراه شيخ زايد بيزنس بی – داماک پارک تاورز
  • Persian@damacgroup.com
  • 00971505023238

مجری:

خیلی خوشحالیم که بار دیگر در حضورتون قرار داریم و امروز یک مهمان خیلی خاص با خودمون داریم. شخصیت فراموش نشدنی شخصیت دوستداشتنی که همیشه انرژی مثبت رو میتونید از روی چهرشون ببینید جناب اقای مرتضی فنونی زاده. جناب آقای مرتضی فنونی زاده خیلی خوش اومدین به برنامه مون. دوربین در اختیارتون هست. میتونید حرفی دارید بزنید.

میهمان:

چشم به نام خدا عرض  سلام و ادب و احترام دارم خدمت شما میلاد جان. همکاران محترمتون مردم عزیز و شریف و نجیب ایران مخصوصا هموطنان عزیزم که در کشور زیبای امارات مشغول به کار هستند و من یک تشکر ویژه هم بکنم از این هموطنانن که بستری رو فراهم کردن که در این شهر زیبای دبی، شهر ساحلی دبی به هرحال فعالیت اقتصادی دارن میکنند. حالا کوتاه مدت یا بلند مدت رو میلاد جان کاری ندارم ولی همین که هم وطنان عزیزم دارن اینجا فعالیت اقتصادی میکنن و مشقول به کارن نهایت تشکر و قدر دانی رو از این عزیزان دادم.

مجری:

سلامت باشید خیلی ممنون از شما

اقای فنونی زاده خاطره درمورد فوتبال، خاطره خوبی اگه داشته باشید.از فوتبال بفرمائید

میهمان:

خب معمولا میلاد جان هرکی خاطره تعریف میکنه از فوتبال، من عین ارتیست فیلمم حتما توش هستم. منتها یکی شو خودم میخوام بیان کنم خیلی هم خوبه چون فضا رو هم عوض‌ میکنه. ما  با خیبر خرم اباد بازی داشتیم سال ۶۴ تیممونم فوق العاده خوب بود یعنی از ۱۱تایی که بازی میکردیم ۱۰تامون ملی پوش بودیم خود اقای پروین بنده خدا میموند که کیو بزاره بیرون. همون سالم، سال ۶۴نه ۶۵ ۳تا جام اوردیم هم حذفی و هم باشگاه تهران رو هم لیگو. به هرحال تیم درجه یکی هم نبود تیم خیبر خرم اباد با توجه به احترام خاصی که من به مردم خون گرم استان لرستان دارم، مخصوصا شهر خرم آباد. به هرحال بازی شروع شد و داور بازی هم اقای بهلولی بود معلم ورزش من بود، مرحوم بهلولی حالا چون فوت شده من دارم این خاطره رو میگم وگرنه در زمان حیاتش نمیگفتم من اینو البته یخورده هم کمدی هستی ولی خالی از چیز نیست. خلاصه بازی شروع شد و من یه سلام علیک با اقای بهلولی کردم چون معلمم بود و سلام کرد و گفت بازی تونو انجام بدین و اینا، سوت اقای داور و دیقه ۳، ۱۵،۱۰، ۲۰ ده تا گل ما باید توی این ۲۰ دیقه میزدیم. اقا یا به تیر میخورد یا آقای گلر میگرفت یا میرفت بالا، نیمه اول که تموم شد اقای پروین اومد گفت که بچه من به شما گفتن دوتا بیشتر نزنین شما یه دونه هم نزدین. جام حذفیه یدونه بازیم بیشتر نیست. این بازی رفت و برگشتش همینجا تو استادیومه.اقای تختی بود، مرحوم تختی؛ اره بچه ها همینجا نتیجه عوض میشه، بعد شمام دیگه اسمتونو تریلی نمیشه. یدونه بزنید بسته ، همون یک هیچ هم با ده هیچ فرقی نمیکنه. خب ما که دفاع بودیم کارمون و میکردیم، مهاجمون باید گل میزدن. این گذشت و شد۶۰ شد ۶۵ ای خدا چرا ما نمیتونیم گل بزنیم حالا فورواردای ما کیه فرشاد پیوست، ناصر محمد خانی. دیقه ۷۰ میلاد جان ،یه توپ. دیگه اصلا اقای سلطانی اومده بود وسط زمین نشسته بود، گلر ما. توپ نمی رفت اوند که. منم به اقای پنجری دفاع میانی بودیم. یه توپ افتاد پشت ما، ماهم اومدیم بدیم مثلا به گلر، اقای محمدی اصل، الانم حضور ذهن دارم، چون هرکی به تیم پرسپولیس استقلال گل بزنه، خودتون میدونین، مخصوصا اون دهه، معروف میشد، اومد بزنه، نمیدونم وقت تلف شه، چی شه، بادم میومد ، رفت تو دروازه ما. ای بابا حالا بیا یک هیچم عقب بیوفت. هی حمله هی حمله، خود اقای پروینم بازی میکرد، اینم خاطر نشون کنم خود آقای سلطان هم بازی میکرد. یه سه دیقه مونده بود بازی تموم شه خود اقای پروین اومد از من پرسید مرتضی بپرس ببین از محمود بپرس ببین چقدر مونده، گفتم چشم داش علی ، ساعت نبود که ببینیم چقدرم مونده، ولی اواخر بازی بود مشخص بود. ۳۰هزار تا میلاد اومدن استادیوم هم گنجایشش ۲۰ هزار تا یا ۱۵هزار تاس همه هم اومدن کنار زمین نشستن، چون پرسپولیس استقلال بیشتر حالا مارو خیلی دوسدارن توی شهرستانا میرفتیم مشخص بود، تیم شهرشونو رو دوسدارن، تیم خودشون، پرسپولیسه یا استقلال، خوزستان استقلالی بیشتره ولی تواون سمت غرب که میری بیشتر پرسپولیسین. خلاصه میلاد جان این تموم شد و اومدم به محمود خان گفتم اقای خوردبین، توپو اومدم از تو اوت بردارم گفتم محمود خان چقدر مونده، گفتن برو، برو گمشو، برو بینم، گفتم بالا علی اقا گفته ،گفت اها علی اقا گفته وایسا، ۳ دیقه، رفتم گفتم داش علی ۳ دیقه مونده. گفت چیکار کنیم مرتضی، گفتم داش علی میزنیم دیگه. این گذشت و فهمیدم که اون به من گفت ۳ دیقه، ۳۰ ثانیه ۱ دیقه مونده تموم بشه از اون ۳ دیقه. من رفتن پیش اقای برنوری، توپ رفته بود بیرون اقای گلر رفته بود بکاره. گفتم بهمن خان ترکی بهش گفتم….. حالا شما شاید متوجه نشین، گفتم بهمن خان چقدر مونده. اونم تبریزی، یخورده هم بد دهن، گفت برو گمشو کثافط، زمانو میخوای چیکار. میخوام بدونم چقدر مونده، بازیتو بکن آخراشه. اقای پروین اصلا دخالتی نداشت، گفتم بهمن خان جون من اگه میشه، شما معلم من بودی، یه دو دقیقه بخاط من اضافه کنید. گفت برو بینم کثافط برو بینم ، ولی گرفت بیچاره، اون موقع هم میلاد جان مثل الان نبود اقای داور چهارم تابلو رو ببره بالا ۳ دقیقه چهار دیقه پنج دیقه، هرچی عشقش میکشید اقا داور خودش اون زمان وقت اضافه رو میگرفت، خلاصه دو دیقه گذشت، گفتم وای ۲ دیقه هم دودیقه م داده تموم میشه هنوزم صفر صفریم، اومدم دیدم خدایا از بچه ها کی ترکه اینجا، دیدم رحیم یوسفی هم بود،  گفتم رحیم برو به اقای بهلولی بگو یه ۱ دیقه اضافه بگیر، گفت مگه میشه گفتم جون تو میشه من گفتم گرفت، اونم رفت گفت، بازم گرفت، دو دیقه هم بخاطر آقای یوسفی گرفت بازم صفر صفر، دیگه اومد سوتو بزنه دیدم که اره ممد حسن انصاری فرد هم هست، اونم ترکه همین مدیر عامل باشگاهمون. منم دستم پره برو یه همچین چیزی که به رحیم گفته بودم، گفت اقا مگه میشه گفتم به جون تو میشه، شد ۹۶ شد ۹۷ ملتم ازین ور طرفدارای پرسپولیس دوسنداشتن سوتو بزنه ازینورم خیلیا، خود اقای بهلولی رو بیچاره مورد چیز قرار میدادن حتی بهش دشنامم دادن که اقا تموم کن دیگه، خلاصه یه کورنر شد و حالا اقای پروین هم هی میگفت بهمن خان چرا سوتو نمیزنه، اصن گفت بهش مستقیم،  اونم بیچاره نگفت چیزی ولی خب مشخص بود. اقا کورنرو زد؛ آقای حاشوری یادمه، میلاد من با سر انداختم واسه فرشاد دوست، تنها موقعیتی که تو این ۴۰  سال گل نزد اون بود، بقل پا زد خیلی وارد بود فرشاد آقای گل، خورد میلاد به این تیر،  از پشت گلره رفت خورد به اون تیره اومد بیرون، دیگه اقای پروین گفتن که بهمن خان دیگه بد شد دیگه همه دارن فوش میدن دیگه اگه راضی هستی سوتی بزن، یک هیچ باختیمو همون سالم تیم ما اوت شد، یعنی یکی از خاطراتی بود که به خدا من خودم چون بلاخره فاعلش بودم یعنی کننده کار بودم موند تو ذهن من تاحالا هم نگفته بودمش یه ۱ سالی هست، اگه محافلی باشه اینو عنوان میکنم، درضمن پرسپولیسیای عزیز مخاطبین ما که تیم پرسپولیسو دوسدارن فک نکنن ما جام هارو همینجوری الکی دراوردیم، ۹ سالی که من بازی کردم خدمت مخاطبین بگم ۱۴تا جام اوردیم همه رو یک یک پس از دیگری با صلابت به هرحال از شمام تشکر میکنم میلاد جان و همکاران محترمتون که این وقتو در اختیار من قرار دادین که از تریبون شما استفاده کنم و تشکر ویژه داشته باشم از شرکت خوب داماک که این بر و بچه های فارسی زبون و ایرانیا رو یا حالا از هر کشوری که هست به هرحال بستری رو فراهم کرده که همه دارن فعالیت میکنن و بزرگترین حسن این شرکت اینه که من تو این دو سه روزی که اینجا بودم فوق العاده بچه های مجرب باتوجه به این که جوونن مثل خودت ماشالله با تجربه اند. ایشالله همتون تو کارتون موفق و موید باشید و ما هم در کنار شما هستین حالا کاری که نمی تونیم به اون صورت انجام بدیم ولی میتونیم در جهت ارائه تبلیغات در خدمت شما باشیم.

مجری:

خیلی ممنونم خیلی لطف کردید که از خاطرتتون تعریف کردید، خیلی خوشحال شدیم، بلاخره کل ایران شما رو دوسدارن ما هم شما رو خیلی دوسداریم، ایشاالله بیشتر هم دیگه رو ببینیم، اقای فنونی زاده در اخر یک جمله ای درمورد مستطیل سبز اگه برامون بگید خوشحال میشیم.

میهمان:

ببین مستطیل سبز، اصن فوتبال یه صنعت شده، مستطیل سبز که شما میری داخلش امکان داره شما خاکی رو چمنم که میری این میشه مستطیل،  خب ولی فوتبال یه چیز فرا گیره، یه چیز جهانیه،  شما ببین یه بازی کلاسیک و که بین رئال مادرید و بارسلون بازی میشه من فکر میکنم ازین ۸ میلیارد فک میکنم میلاد جان ۴ میلیاردش اگه شبکه داشته باشن و به شبکه مجازی دسترسی داشته بشن نگا میکنن ولی شما ببین دوتا رهبر سیاسی هم وقتی باهم صحبت میکن یا میرن، شاید صدهزار نفر نگا میکنن یا همون کشور مطبوعی که رئیس جمهوراش دارن صحبت میکنی، افراد سیاسیش، ببین چقدر این فوتبال فراگیره که یه صنعته، یعنی شما ببین صنعت ساختمون سازی یا برج سازی شرکت داماک همینجور که مسئولش اقا بابک فرمود، ما هر دو دیقه ای یا یه ساعت و دو ساعتی ما یک معامله اقتصادی میکنیم یکی از واحدامونو میفروشیم . تازه شرکتی کرد به نام ترامپه، همه جام شعبه داره شاید اینا بگن ۱۷ ۱۸ روز طول میکشه یه واحد بفروشن ولی انقدر این فعالیتش خوبه شرکت داماک، که تو اقسام نقاط این کره خاکی هست دیگه، شعبات زیادی داره، ایشالله که من مسئولین دو تا کشور عزیز مخصوصا عمارات هم که به هرحال جزوی از حوضه خلیج فارسه ، دوسدارم مناسبات سیاسی که دارن، اقتصادیشونم بیشتر بشه که تو این زمینه ساختمون سازی،  شرکت داشته باشن، تو همه زمینه های اقتصادی مخصوصا این کار ساختمون سازی که بستری فراهم بشه دوطرف بیان باهم فعالیت کنن و بهره ببرن دوتا کشورم. به هر حال من عقیده دارم که، چونکه کشور عربی و کشور خوب امارات، مردمانشم که خودتون میدونید چون دسترسی داریم ما به استان هرمزگان نزدیک تریم، بهرحال خود اماراتم فک میکنم بُعد مسافت نداره با کشور عزیزمون، میشه تقریبا هم مرز نیستیم ولی قرابت داریم، یعنی دوتا کشور نزدیکی دارن، ایشالله که مناسبات اقتصادی سیاسی و اینا فعالیتشون بیشتر بشه که ما بیشتر در خدمت شما باشیم، زیارت کنیم شما رو ،در همه زمینه ها، در خدمتتون هم هستیم.

مجری:

سلامت باشید، خیلی ممنون از شما، به امید اینکه بتونیم باز هم شما رو ببینیم و در خدمتتون باشیم، سپاسگذارم از شما بینندگان عزیز و همچنین از اقای فنونی زاده، مرسی که وقتتون رو دراختیارمون گذاشتین، و به امید اتحاد و همبستگی تمام مردم در سراسر جهان، امیدواریم که روزی این اتحاد رو در کل خاور میانه در کل جهان داشته باشیم.